باشگاه زیبایی اندیشه

سایت کربلایی حسن توزی بندر گناوه

باشگاه زیبایی اندام,باشگاه زیبایی اندیشه,مرثیه,آدم ابوالبشر,مداح,مداحی,

باشگاه زیبایی اندیشه

نویسنده ی این مطلب: سایت کربلایی حسن توزی
تاریخ ارسال مطلب: چهارشنبه 19 آذر 1393
مطلب در موضوعاتاطلاعات بیشتر ،
باشگاه زیبایی اندیشه

کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام، باشگاه زیبایی اندیشه هم داشته باشیم

گرفتاری امروز ما اندانها نیستن

اندیشه ها هستند! !!

                                          بسم الله الرحمن الرحيم

می گویند اولین مرثیه را آدم ابوالبشر خوانده است در مرگ هابیل، ولی عاشورا اولین و آخرین عزایست که این همه سال دوام آورده است. 

عاشورا تنها عزایست که این همه آدم از ته دل در آن سروده اند، خوانده اند و نوحه کرده اند 

بعضی ها میگویند در نوحه خون های قدیمی عیار عشق بالاتر بوده است، این است که بیشتر از امروزی ها اهل سعی بوده اند

یک شبه و چند روزه وبا دوره های فشرده کسی نوحه خون و مداح نمیشد، سالها استاد میدیدند، پای منبر می نشستند و شاگردی کرده اند

مداحی بدون لباس مداحی معنا نداشت و به کسی اجازه این کار رو نمی دادند ( پالتو بلند، عرق چین، و فینه یا عبا) لباس رسمی مداح بشمار می آمد. 

عبای مداحان تابستان و زمستان با هم فرق میکرد، تابستان عبای مشکی نازک استفاده میکردند و زمستانها عبای کرکی پشم شتر که زرد و ضخیم بود

حنجره مداح نباید سرما می خورد این از نکات مهم بود

موی سر مداح نباید از حدی بلند تر میشد

اما چقدر و چطور پول میگرفتند?

پول را داخل پاکت که کنار سینی چای ميگذاشتند و اصطلاحاً به آن ( پای سینی ) می گفتند هیچ وقت پول را نمی شمردند گاهی وقتها اصلا هم نمی گرفتند چون شان اهل بیت علیهم السلام را بالاتر از مادیات می دانستند. 

رسم بود چه فقیر و چه غنی و تاجر دعوت کند مداح برود

اما جانم به این مطلب

همیشه با وضو می خواندند، مداح با لباس کامل و مرتب در مجلس حاضر میشد اگر هم در جمع بزرگتر یا استادی بود نمی خواندند مگر اینکه از او اجازه و رخصت بگیرند

ورود یک جوان به عرصه مداحی راحت نبود حتی در جمع خودمانی هم کسی که دوره شاگردی را خوب طی نکرده بود وارد نمیشد به قول جناب گزی مثل الان نبود هر که یه برگ نوحه تو دست گرفته داری مداحی میکنه 

به تدریج به اذن استاد وارد می شدند و پای منبر استاد بودند کارش را زیر نظر می گرفتند گاهی با اجازه استاد دو خط می خواندند آن هم با ترس ولرز بعدهه

هم اگه در مجلس استاد یا بزرگتری می آمد امکان نداشت شاگرد مداحی کند. 

 

آن زمان کتاب وبه ویژه کتاب شعر کم بود اگر هم کسی در دسترس کمتر از شعر کتاب استفاده می کردند. 

مداح ها اشعارشان را از دو راه بدست می آوردند یا از کتابهای قدیمی و نایاب یا شعر خوانده نشده پیدا میکردند یا از شاعرها شعر اختصاصی میگرفتند

شاعرها علاقه داشتند شعرشان خوب خوانده شود و تاثیر گذار باشد برای همین اگه کسی شعرشان راخوب نمی خواند به وی شعر نمی دادند

کتابهای معروف برای مداحی و نوحه خوانی اون زمان

خزاین الاشعار مرحوم جوهری چاپ دهه 30 ، دیوان فواد کرمانی، دیوان دکتر قاسم رضی ، دیوان صغیر اصفهانی، دیوان شیخ محمد حسین غروی کمپانی بود هنوز هم بعضی از شعرهای این کتاب خوانده نشده و تازه است

 

مداح باید از حفظ می خواندند و نوحه سرایی میکرد اصولا یکی از معیارهایی که نشان میداد مداح به درد بخور و زحمت کشیده است همین بود ، رو خوانی مذموم بود و کسی جرات نمیکرد از رو بخونه میگفتند طرف استاد ندیده و دود چراغ نخورده همین نکته باعث شده بود تا دو سال به تازه کارها اجازه خواندن ندهند و باید در این مدت اشعار دو حفظ میکرد و از بر میشد

 

این بود قسمتی از نوحه خونای قدیمی هامون 

حالا قضاوت با شما 

 

التماس دعا 


ارسال دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی