کفتر زیبای دل بر سوی مشهد ساز کرد؛

سایت کربلایی حسن توزی بندر گناوه

کفتر زیبای دل بر سوی مشهد ساز کرد؛ بال و پر بگشود و تا اوج فلک پرواز کرد _ ناگهان باشوق بر گلدسته بامی نشست ؛ آنچنان که تشنه ای بر چشمه آبی نشست_ خاطر آزرده را با یک تسلی کام داد؛ ساقی آن شب عاشق دلخسته را یک جام داد_ جام تا در دست ساقی جلوه ای آغاز کرد؛ راه سرمستی بسوی معنویت باز کرد_ او رضا(ع) را دید بر تختی که دورش نور بود؛ با عصایی که نشانی از شکوه طور بود_ کعبه ای آنجا تجلی کرد با نور دعا دردمندان را شفا میداد آن روح خدا_ تا که از خم خانه او جامی آوردم برون؛ خق عیان گشت و ذلالت از وجودم شد برون_ گرچه خود را شاعری بی دست و پا انگاشتم؛

کفتر زیبای دل بر سوی مشهد ساز کرد؛

نویسنده ی این مطلب: سایت کربلایی حسن توزی
تاریخ ارسال مطلب: سه شنبه 18 آذر 1393
مطلب در موضوعاتمراسمات ، اشعار ،
کفتر زیبای دل بر سوی مشهد ساز کرد؛

کفتر زیبای دل بر سوی مشهد ساز کرد؛

بال و پر بگشود و تا اوج فلک پرواز کرد _

ناگهان باشوق بر گلدسته بامی نشست ؛

آنچنان که تشنه ای بر چشمه آبی نشست_

خاطر آزرده را با یک تسلی کام داد؛

ساقی آن شب عاشق دلخسته را یک جام داد_

جام تا در دست ساقی جلوه ای آغاز کرد؛

راه سرمستی بسوی معنویت باز کرد_

او رضا(ع) را دید بر تختی که دورش نور بود؛

با عصایی که نشانی از شکوه طور بود_

کعبه ای آنجا تجلی کرد با نور دعا

دردمندان را شفا میداد آن روح خدا_

تا که از خم خانه او جامی آوردم برون؛

خق عیان گشت و ذلالت از وجودم شد برون_

گرچه خود را شاعری بی دست و پا انگاشتم؛

در جوار مرقدش سر غزل را یافتم_

یا رضا آهوی دشت و گفتر بام توام؛

جان زهرا مادرت از دل هوادار توام_

مرحمت فرما که باری زایر کویت شوم؛

هم چو شمعی من دمادم کشته رویت شوم_

من نخواهم از تو جزآزادی ایران زمین ؛

چونکه گردا گرد آن دشمن دو صد کرده کمین؛

تا پسنده میکند از بهر میهن این دعا؛

حیله های دشمنان گردد همیشه بر ملا

ارسال دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی