close
تبلیغات در اینترنت
دانلود آهنگ جدید
اثبات لزوم امامت

سایت کربلایی حسن توزی بندر گناوه

اثبات لزوم امامت ختم نبوت بدون نصب امام معصوم ، خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام ، منوط به اين است كه بعد از پيامبر اكرم ( ص ) جانشينان شايسته اى براى او تعيين گردند بگونه اى كه بجز مقام نبوت و رسالت ، داراى همه مناصب الهى وى باشند اين مطلب را مى توان از آيات…

اثبات لزوم امامت

نویسنده ی این مطلب: سایت کربلایی حسن توزی
تاریخ ارسال مطلب: چهارشنبه 08 مهر 1394
مطلب در موضوعاتمناسبت ها ، عید غدیر ،
اثبات لزوم امامت
اثبات لزوم امامت

ختم نبوت بدون نصب امام معصوم ، خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام ، منوط به اين است كه بعد از پيامبر اكرم ( ص ) جانشينان شايسته اى براى او تعيين گردند بگونه اى كه بجز مقام نبوت و رسالت ، داراى همه مناصب الهى وى باشند

اين مطلب را مى توان از آيات كريمه قرآن و روايات فراوانى كه شيعه و سنى در تفسير آنها نقل كرده اند استفاده كرد :

از جمله در آيه سوم از سوره مائده مى فرمايد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً ))

اين آيه كه به اتفاق مفسرين در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) نازل شد بعد از اشاره به نا اميدى كفار از آسيب پذيرى اسلام (( اليوم يئس الذين كفر وامن دينكم ...)) تائكيد مى كند كه امروز دين شما را كامل ، و نعمتم را بر شما تمام كرده .

  و با توجه به روايات فراوانى كه در شائن نزول اين آيه ها وارد شده كاملاً روشن مى شود كه اين (( اكمال و اتمام )) كه توائم با نوميد شدن كفار از آسيب پذيرى اسلام بوده با نصب جانشين براى پيامبر اكرم ( ص ) از طرف خداى متعال ، تحقق يافته است .
زيرا دشمنان اسلام ، انتظار داشتند كه بعد از وفات رسول خدا ( ص ) ـ مخصوصاً با توجه به اينكه فرزند ذكورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قرار گيرد ، ولى با نصب جانشين براى وى دين اسلام به نصاب كمال ، و نعمت الهى به سرحد تمام رسيد و اميد كافران بر باد رفت . ( 1 )

و كيفيت آن ، چنين بود كه پيامبر اكرم ( ص ) هنگام بازگشت از حجة الوداع همه حجاج را در محل (( غدير خم )) جمع كردند و ضمن ايراد خطبه مفصلى از ايشان سوئال كردند : (( الست اولى بكم من انفسكم؟ )) ( 2 ) آيا من از طرف خدا متعال بر شما ولايت ندارم؟ همگى يكصدا جواب مثبت دادند ، آنگاه زير بغل على ( ع ) را گرفته او را در برابر مردم بلند كردند و فرمودند : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و بدين ترتيب ، ولايت الهى را براى آن حضرت ، اعلام فرمودند .

  سپس همه حضار با آن حضرت بيعت كردند و از جمله ، خليفه دوم ضمن بيعت با امير موئمنان على ( ع ) بعنوان تهنيت گفت :
(( بخ بخ لك يا على ، اصحبت مولاى و مولى كل موئمن و موئمنة))
( 3 )

و در اين روز بود كه اين آيه شريفه ، نازل شد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً )) و پيامبر اكرم ( ص ) تكبير گفتند و فرمودند : (( تمام نبوتى و تمام دين الله ولاية على بعدى ))

و در روايتى كه بعضى از بزرگان اهل سنت ( حموينى ) نيز نقل كرده اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جابر خاستند و از رسول خدا ( ص ) پرسيدند كه آيا اين ولايت ، مخصوص على است؟ حضرت فرمود :

  مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است . پرسيدند : اوصيائ شما چه كسانى هستند؟ فرمودند :

 (( على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل موئمن من بعدى ، ثم ابنى الحسن ، ثم النى الحسين ، ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد ، القرآن معهم و هم مع القرآن ، لايفارقونه و لا يفارفهم حتى يردوا على الحوض )) (4)

بر حسب آنچه از روايات متعدد ، استفاده مى شود پيامبر اكرم ( ص ) قبلاً مائمور شده بودند كه امامت امير موئمنان ( ع ) را رسماً اعلام كنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم ، اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن ، سرباز زنند . از اينروى ، در پى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود تا اينكه اين آيه شريفه نازل شد :

 (( يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس )) ( 5 ) و ضمن تائكيد بر لزوم تبليغ اين پيام الهى ـ كه همسنگ با همه پيامهاى ديگر است و نرساندن آن بمنزله ترك تبليغ كل رسالت الهى مى باشد ـ به آن حضرت مژده داد كه خداى متعال تو را از پيامدهاى آن ، مصون خواهد داشت . با نزول اين آيه ، پيامبر اكرم ( ص ) دريافتند كه زمان مناسب ، فرا رسيده و تائخير بيش از اين ، روا نيست . از اين روى ، در غدير خم به انجام اين وظيفه ، مبادرت ورزيدند . ( 6 )

البته آنچه اختصاص به اين روز داشت اعلام رسمى و گرفتن بيعت از مردم بود وگرنه رسول خدا ( ص ) در طول دوران رسالتشان بارها و به صورتهاى گوناگون ، جانشينى اميرموئمنان على ( ع ) را گوشزد كرده بودند و در همان سالهاى آغاز ين بعثت ، هنگامى كه آيه (( و انذر عشيرتك الاقربين )) ( 7 ) نازل شد در حضور همه خويشاوندان فرمودند : نخستين كسى كه دعوت مرا بپذيرد جانشين من خواهد بود و به اتفاق فريقين ، نخستين كسى كه پاسخ مثبت داد على بن ابى طالب ( ع ) بود .( 8 )

و نيز هنگامى كه آيه ((يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم))( 9 )نازل شد و اطاعت كسانى كه بعنوان(( اولواالامر )) بطور مطلق ، واجب كرد و اطاعت ايشان را همسنگ اطاعت پيغمبر اكرم ( ص ) قرار داد جابربن عبدالله انصارى از آن حضرت پرسيد :

اين (( اولواالامر )) كه اطاعتشان مقرون به اطاعت شما شده چه كسانى هستند؟ فرمود :

 (( هم خلفائى يا جابر و ائئمة المسلمين من بعدى . اولهم على بن ائبى طالب ، ثم الحسن ، ثم الحسين ، ثم على بن الحسين ، ثم محمد بن على المعروف فى التوارة بالباقر ـ ستدر كه يا جابر ، فاذا القيته فاقراه منى السلام ـ ثم الصادق جعفر بن محمد ، ثم موسى بن جعفر ، ثم على بن موسى ، ثم محمد بن على ، ثم على بن محمد ، ثم الحسن بن على ، ثم سميى و كنيى حجة الله فى ارضه و بقيته فى عباده ابن الحسن بن على ...)) ( 10 ) و طبق پيشگويى پيامبر اكرم ( ص ) جابر تا زمان امامت حضرت باقر ( ع ) زنده ماند و سلام رسول خدا ( ص ) را به ايشان ابلاغ كرد .

در حديث ديگرى از ابوبصير نقل شده كه گفت : درباره آيه اولواالامر از امام صادق ( ع ) سوئال كردم . فرمود :

  در شائن على بن ابى طالب و حسن و حسين نازل شده است . عرض كردم : مردم مى گويند چرا قرآن كريم ، على و اهل بيتش ( ع ) را بنام ، معرفى نكرده است؟ فرمود :

به ايشان بگوى : آيه نماز كه نازل شد اسمى ازسه ركعت و چهار ركعت نبرد ، و اين رسول خدا ( ص ) بود كه آن را براى مردم تفسير كردآ همچنين آيات زكات و حج و ... اين آيه را هم مى بايست پيامبر اكرم ( ص ) براى مردم تفسير كند و او چنين فرمود : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و نيز فرمود :

 (( اوصيكم بكتاب الله و اهل بيتى ، فانى سالت الله عزوجل ائن يفرق بينهما حتى يورد هما على الحوض فاعطانى ذلك )) ( يعنى شما را سفارش مى كنم به (( ملازمت )) كتاب خدا و اهل بيتم ، همانا از خداى عزوجل درخواست كردم كه ميان قرآن و اهل بيتم ، جدايى نيندازد تا در حوض كوثر ايشان را بر من وارد سازد ، و خداى متعال درخواست مرا اجابت كرد .) و نيز فرمود : (( لا تعلموهم فانهم ائعلم منكم . انهم لن يخرجوكمو من باب هدى و لن يدخلوكم فى باب ضلالة)) (11)

 ( ( يعنى : در مقام تعليم ايشان برنياييد كه ايشان از شما داناترند . همانا هرگز شما را از باب هدايت ، خارج نمى كنند و درباب ضلالت ، وارد نمى سازند )
و همچنين بارها ـ و از جمله در آخرين روزهاى حياتش ـ فرمود :

 (( انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى انهمالن يفترقا حتى يردا على الحوض )) (12) و نيز فرمود : (( ائلا ان مثل ائهل بيتى فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق )) (13) و نيز بارها خطاب به على بن ابى طالب ( ع ) فرمود : (( انت ولى كل موئمن بعدى )) (14) و نيز دهها حديث ديگرى كه مجال اشاره به آنها نيست . (15)

پی نوشت ها

1- براى توضيح بيشتر پيرامون دلالت اين آيه ، به تفسير الميزان مراجعه كنيد .

2- اشاره به آيه (6) از سوره احزاب (( النبى ائولى بالموئمنين من ائنفسهم )) .

3- براى اثبات قطعى بودن سند و دلالت اين حديث ، رجوع كنيد به عبقات الانوار و الغدير /

4- ر . ك . غاية المرام ، باب 58، حديث 4، بنقل از فرائد حموينى .

5- سوره مائده ، آيه 67. براى توضيح بيشتر پيرامون دلالت اين آيه ، به تفسير الميزان مراجعه كنيد /

6- اين موضوع را بزرگان اهل سنت از هفت نفر از اصحاب رسول خدا ( ص ) نقل كرده اند : زيد بن ارقم ، ابوسعيد خدرى ، ابن عباس ، جابرين عبدالله انصارى ، برائ بن عازب ، ابوهريره و ابن مسعود . ر . ك : الغدير : ج /1

7- سوره شعرائ / آيه /214

8- ر . ك : عبقات الانوار ، الغدير ، المراجعات ( مراجعه 20) .

9- ر . ك .: سوره نسائ ، آيه /59

10- غاية المرام ( ط قديم ) ص 267، ج 10، و اثبات الهداة: ج 3، ص 123 و ينابيع v المودة: ص /494

11- ر . ك : غاية المرام ( ط قديم ) ص 265، ج /3

12- اين حديث نيز از روايات متواتر است كه بزرگان اهل سنت از جمله ترمذى و  صاحب مستدرك به طرق متعدد از رسول خدا ( ص ) نقل كرده اند .

13- ر . ك : مستدرك حاكم ، ج 3، ص /151

14- ر . ك : مستدرك حاكم : ج 3، ص 134، و ص 111، صواعق ابن حجر ، ص 103، مسند ابن حنبل ، ج 1، ص 331، و ج 4، ص 438

15- ر . ك : كمال الدين و تمام النعمه از مرحوم صدوق و بحارالانوار مجلسى .

 

 

ارسال دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

پشتیبانی